خامنهای اينک رسواتر، بی اعتبارتر و ناتوانتر از هميشه است. او حتی در ميان دايره محدود "خودیها" نيز زير سئوال است. همراه با وخامت بحران سياسی، بحران بیسابقه اقتصادی و بانکی نيز همچون يک بهمن نيرومند به سرعت به بنای لرزان حکومت کودتا نزديک میشود. دست کم نيمی از بدنه نظام حاکم نيز در اين روياروئی به نوعی همراه با مردم و يا مردد و بیطرف نظارهگر صحنهاند. حضور گسترده ملت در تظاهرات اعتراضی بيست و دو بهمن میتواند موازنه قدرت را در همه عرصهها به سود جنبش سبز دگرگون کند و بدينسان نقطه عطفی در مبارزه ملت عليه خودکامگی خامنهای باشد ... [
ادامه مطلب]
بهجای ريختن همهی افراد در چرخ گوشت و توليد يک تن واحد (امت واحده يا جامعهی تودهوار)، بايد همهی گرايشها خود را سازمانيابی کنند. در گام بعد، تنوع و تکثر سازمانيافته، بايد از طريق ائتلاف در يک جبههی بزرگ (جنبش سبز) گرد آيند و از طريق بسيج اجتماعی گذار به نظام دمکراتيک ملتزم به حقوق بشر را ممکن سازند. جنبش سبز، يک جنبش متنوع و متکثر و ضد تبعيض است. نمیتوان (نبايد) از طريق دوقلوهايی چون: دينی - غير دينی، مذهبی - غير مذهبی، سکولار - ناسکولار؛ نظام تبعيض تازهای برساخت ... [
ادامه مطلب]
رابطه بين ايران و غرب از اين تشکيل شده که غرب پرسش مطرح میکند و جمهوری اسلامی پاسخ نمیدهد. متکی حتی ادعا میکند نه ايران، بلکه اروپاست که با دمکراسی مشکل دارد! اگر کسی بحثی را که در اين نيمهشب در سالن هتل در گرفته بود، گوش میداد، فقط میتوانست برای تمام سياستمدارانی که از سالها پيش مجبور بودند با موجودی مانند متکی مذاکره کنند، ابراز همدردی کند ... [
ادامه مطلب]
اگر سلطان میتوانست در اقصی ايالات کشور خويش با فرامين شفاهی و يا کتبی و بدون اين که نيروی نظامی به کار برد، حکام و جانشينان خويش را معين کند و يا تغيير دهد، اين پيروزی بزرگی برای اصل سلطنت شمرده میشد که بالاتر از آن ممکن نبود. سلطان فقط آنگاه در امور فلان يا بهمان ايالت مداخله میکرد که شکايتی از حاکم به دست او رسيدهباشد و يا عصيان و اغتشاشی در آن ايالت وقوع يافته باشد که حاکم از عهدهی فرونشاندن آن بر نيايد ... [
ادامه مطلب]
کشمکش بین شیخ محمد یزدی و شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی در ماه های اخیر حاوی ابعاد مختلفی بود. اما نوع مواجهه طرفین دعوا، ناخواسته حاشیه ای را آشکار ساخت که اهمیت آن در بن بست شکنی معضلات سیاسی کنونی کشور ارزش زیادی دارد و بر کلیت متن آن برتری پیدا می کند. در واقع این منازعه روشن می نماید که مبنای اصلی شکل دهنده نظر واقعی کثیری از کارگزاران بلند پایه جمهوری اسلامی نسبت به اصل ولایت مطلقه فقیه چیست. ... [
ادامه مطلب]
بر بستر يک بیبضاعتی فکــری و بینــوائی فلسفی، هــر کس "یــوسف گمگــشته"ی خــود را در "کـنعــــانِ" انديشــههــا و ايدئولوژیهای ضد تجدّد میيافت و در فضائی از اسطوره و وهم و خواب و خيال زمـزمه میکرد: "من خــواب ديدهام کــه کـسی میآيد!"... نوعی ماهیّتگرائی مطلق در ارزيابیِ رژيم شاه (بهعنوان يک رژيم وابسته) روشنفکران و رهبران سياسی مــا را از درک تضادهــای محمدرضا شاه با دولتهای اروپائی و آمريکائی بازداشت ... [
ادامه مطلب]
آقای نهاوندی بر اين باور است که، محرکهای کينهورزی غرب به شاه... از سالهای پيش بر هم انبار شده بود. در واقع، گر چه غرب در سال ۱۹۷۷ تصميم قطعی به حذف شاه گرفت و ازهمان سال هم همهی تواناش را در عملیکردن آن بهکار برد، اما فرايند متزلزل کردن شاه، از بسيار پيشتر طرحريزی شده و در ۱۹۷۴، در دولت جمهوریخواه آمريکا شکل نهايی يافته بود
... [
ادامه مطلب]
يکی از مواردی که در آن ـ همواره بنا بر مصلحت و مصلحتهائی ـ اهداف واقعی و استراتژيک يک برنامه مخفی نگاه داشته میشود و ما فقط شاهد حرکات تاکتيکی هستيم در صحنهی مبارزات سياسی پيش میآيد که موجب میشود تا هر کسی از "ظن خود" يار ماجرا میشود و حرکات تاکتيکی را تفسير میکند. و اين "ظن"، مادر ِ همهی مشکلات ما است؛ بهخصوص آنجا که ما عنان اختيار عقلمان را به دست "دلخواه"های خود داده و، با انصراف از واقعيتها، هرچه را که دلمان میخواهد بهعنوان اهداف استراتژيک ِ يک سلسله کنش سياسی میپذيريم ... [
ادامه مطلب]